مادرم روزت مبارک

اگر افلاطن و سقراط بوده اند بزرگ

بزرگ بوده پرستار خردی ایشان.

به گاهواره مادر بسی خفت

سپس به مکتب حکمت حکیم شد لقمان.

در آن سرایی که زن نیست،انس و شفقت نیست

در آن وجود که دل مرد،مرده است روان

به هیچ مبحث و دیپاچه ای قضا ننوشت

برای مرد کمال و برای زن نقصان

زن از نخست بوده رکن خانه هستی

که ساخت خانه بی پای بست و بی بنیان


.....

خدایا  من نمی دانم
 

من ندانم كه كيم

من فقط مي‌دانم

كه تويي

شاه بيت غزل زندگيم

امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته    

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته 

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

 که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

 

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟

معنویتی نهفته در شب های قدر


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شبانگاهان که خورشید رخ در نقاب غروب می کشد و تاریکی دامن می گسترد، مرگ رنگ فرا می رسد، رنگ ها که در روز تمام چشم را پر می کردند و دیدن ورای آن را مانع می شدند، با رفتن خورشید، رخت بربسته، دیدن بی واسطه را ارزانی می دارند. رنگ ها خود پوشاننده حقایقند. ولی تاریکی درغیاب رنگ، اسرار را هویدا می سازد البته نه برای همگان که برای خاصان. شب قدر که شاه شب همه ایام است رستن از تمام رنگ ها و وابستگی ها و پیو ستن به حقیقت و بی رنگی است. " شب است خلوت توحید و روز شرک وعدد "

لیلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهراً مراد به قدر، تقدیر و اندازه‏گیرى است. خداى تعالى در آن شب حوادث یكسال را یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏نماید، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چیزهایى از این قبیل را مقدر مى‏سازد.

چه می شود همه از جنس آسمان باشد

 چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها

چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها

کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد

و او هنوز شکوفاست بین آدمها

کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند

غروب زمزمه پیداست بین آدمها

چه می شود همه از جنس آسمان باشیم

طلوع عشق چه زیباست بین آدمها

تمام پنجره ها بی قرار بارانند

چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها

به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو

دلت به وسعت دریاست بین آدمها.

مادر

 یارب به دل مادر من غم نکنی

با تیر قضا قامت او خم نکنی

ای چرخ تو را به حق قران سوگند

یک مو ز سر مادر من کم نکنی

به دنبال خدا نگرد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد


خدا آنجاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آنجا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست

(زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم

فقط یک چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما، از خانه بدن، با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی)


دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
و با بی پروایی از آن درگذریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند است
و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:

آیا "زندگی" را "زندگی کرده ای"؟!

اندکی درد

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"
یک کم کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"


قدری احساسات پشت "به من چه اصلا"


مقداری خرد پشت "چه می دونم" و
اندکی درد پشت "اشکال نداره" هست




سال نو شد ما هم نو بشیم

سلام دوستان

سال نو همگی مبارک

سال۸۹هم با همه ی خوبی و بدی اش گذشت ،

فکر کردم بشینم ببینم تو این سالی که 

 گذشت چیکارا کردم؟ دل چند نفر و شاد کردم و دل کیا رو شکوندم

خدا میدونه ما تو این سال چی تو پرونده امون ثبت کردیم

 اگه هر سال یکی از رفتارهای اشتباه ام 

و کنار گذاشته بودم الان چقد جلو بودم .خب با شروع سال جدید

یه تصمیمیایی گرفتم  اول اینکه به کارایی که میکنم فکر کنم

و بعد نمازم   و سر وقت بخونم ..

دوستای گلم خیلی دوست دارم بدونم شما چه تصمیمی گرفتید؟

و اینکه چه تغییرایی می خوای داشته باشید نسبت به سال قبل ؟

خوشحال میشم برام بنویسید

دوستتون دارم

تولدت مبارک

 سلام به همه دوستای گلم

امروز روز قشنگیه تولده

امروز اومدم تولد بگیرم واسه یکی که خیلی عزیزه

واسه یکی که خیلی مهربونه ،واسه یکی که همه مون و

دوست داره.شما میگی اسمش چیه ؟؟

بهش امین میگفتن ؟

یکی که بیشتر از همه نگران ما امتش بود و هست ..

خدایی میدونم بدم و لایق دوستیش نیستم ولی عزیزم

سلام ما رو بهش برسون

دوستای نازنینم کادو تولدرو  صلوات بفرستیم ...

دوستتون دارم مینا

 

 

دیدگاه زیبای گاندی: 7 مورد خطرناک!
از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند

1-ثروت، بدون زحمت
2-لذت، بدون وجدان
3-دانش، بدون شخصیت
4-تجارت، بدون اخلاق
5-علم، بدون انسانیت
6-عبادت، بدون ایثار
7-سیاست، بدون شرافت
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه‌اش داد.

مهربان باشیم

گر کسی تو را با تمام مهربانی هایت دوست نداشت دلگیر مباش.

تو با تمام مهربانی هایت زیباترین معصوم دنیایی .


من خدایی را می شناسم که ابر رحمتش به زمین وزمان باریده.

اما یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر.

چرا می پنداری بهتر از خدا تو را قدردانی می کنند؟

پس نرنج از ناسپاسی شان و برای شادیشان بکوش.

با مهربانی،روحت ارام می گیرد .توبا مهرت بال و پر می گیری .

خوبی دلیل جاودانی تو خواهد بود

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

I Am Thankful

اخلاق

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند ...

او جواب داد :
اگر زن یا مرد دارای (اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1
اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10
اگر (ثروت) هم داشته باشند صفر دیگری را در جلوی عدد قبلی اضافه می کنیم =100
اگر دارای (علم) هم باشند پس باز هم صفر دیگری را در جلوی عدد قبلی اضافه می کنیم =1000
اگر دارای (اصل و نسب) هم باشند پس همچنان صفر دیگری را در جلوی عدد قبلی اضافه می کنیم =10000
.
.
.
ولی اگر زمانی عدد یک (اخلاق) از بین رفت چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ است !
پس انسان بدون (اخلاق) هیچ ارزشی نخواهد داشت.

نتیجه اخلاقی : اگر اخلاق نباشد انسان خدای زیبایی و ثروت و علم و اصل و نسب هم که باشد هیچ نیست !


مرا می بخشی ؟

پروردگارا! ببخش مرا كه از تمسخر دیگران لذت بردم.

پروردگارا! ببخش مرا كه براى رسوا كردن دیگران تلاش كردم.

پروردگارا! ببخش مرا كه نمازم، وقت یافتن گمشده‏هاى من است.

پروردگارا! ببخش مرا كه نادانى دیگران را به رُخِشان كشیدم.

پروردگارا! ببخش مرا كه براى همه گردن كشیدم، به غیر از خودم.

پروردگارا! ببخش مرا كه دیگران را وادار به معذرت خواهى كردم.

پروردگارا! ببخش مرا كه همه‏اش دعا كردم خدایا! مرا از شر خلق دور بدار و یك بار نگفتم: خلقت را از شر من دور دار.

پروردگارا! ببخش مرا كه فكر و دلم از تو عزلت گزید و از گناه نه.

پروردگارا! ببخش مرا كه هر چه با من مدارا كردى، من بر تو خیره‏سرى كردم.
پروردگارا! ببخش مرا كه آن قدر كه حسرت نداشته‏هایم را خوردم، شاكر داشته‏هایم نبودم.

((۰پروردگارا! ببخش مرا كه آن قدر كه بر بى‏منزلى و بى‏كارى و ... گریستم، بر غم فراق از تو گریه نكردم.))

پروردگارا! ببخش مرا كه آن قدر كه به فكر زیبایى ظاهر و مد لباس و ... بودم، به فكر زیبایى و طهارت باطنم نبودم.

پروردگارا! ببخش مرا كه بارها و بارها به دنبال جنازه این و آن رفتم و فقط با یك «اِ اِ» گفتن، از كنارش گذشتم و هنوز باورم نیست كه من هم رفتنى هستم.

پروردگارا! ببخش مرا كه با رفتار زشتم، دیگران را به دین بدبین كردم.

پروردگارا! ببخش مرا كه در مجادله با این و آن فهمیدم كه حق با من نیست؛ ولى به رو نیاوردم.

پروردگارا! ببخش مرا كه براى نظرات دیگران، آنگونه كه حق‏شان بود، ارزش قائل نشدم.

پروردگارا! ببخش مرا كه با پرسش‏هاى مشكل از استادانم، خود را در چشم دیگران بزرگ جلوه دادم و استادانم را تحقیر كردم.

پروردگارا! ببخش مرا كه موقع تعریف و تمجید دیگران، باورم شد كه راستى راستى كسى هستم!

پروردگارا! ببخش مرا كه تاب شنیدن تعریف از دیگران را نداشتم!

پروردگارا! ببخش مرا كه توان حل مشكل دیگران را داشتم؛ ولى سكوت كردم و گفتم دردسر نمى‏خواهم.

پروردگارا! ببخش مرا كه آن قدر كه حسرت نداشته‏هایم را خوردم، شاكر داشته‏هایم نبودم.

پروردگارا! ببخش مرا كه اگر 1000 تومانم گم شد، غصه‏دار شدم؛ ولى نمازم قضا شد و، آن قدر غصه نخوردم.

پروردگارا! ببخش مرا كه واله و شیداى مخلوقاتت شدم و خالقیتت را از یاد بردم.

پروردگارا! ببخش مرا كه آن قدر كه غصه روزى‏ام را خوردم، غصه آخرتم را نخوردم.

پروردگارا! ببخش مرا كه مدام دروغ گفتم و توجیه كردم كه دروغ مصلحتى بود.

پروردگارا! ببخش مرا كه خود را به خواب زدم تا از انجام كارى كه وظیفه‏ام بود، شانه خالى كنم.

پروردگارا! ببخش مرا كه با دروغ‏هاى مكرر خود، زشتى دروغ را در ذهن فرزندم از بین بردم.

پروردگارا! ببخش مرا كه آن قدر كه اهل حرف بودم، اهل عمل نبودم.

پروردگارا ...



شب یلدا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شب یلدای خوبی داشته باشین دوستای خوبم ..

مهمون من باشین به صرف هندوانه فقط نامردی نکنید

 یه قاچ کوچولو که به همه برسه

 خدایی دوست داشتی جای کدوم یکی از اینا باشین؟

من که دلم میخواست جای اون شلوار زرده که با سر رفته تو هندونه باشم

دوستتون دارم

بدون شرح

 

 

  این اقا چش شده؟

نظرتون در مورد این تصویر  چیه؟

 هر کی قشنگترین نظر و بده جایزه داره

 راستی این پست بقوت خودش باقیه فقط جهت شب یلدا پست بعدی و میذارم.

یا حسین

 

چون خون گلوی اصغرت را دیدی
با دست خودت روبه خدا پاشیدی
یعنی به خدای خالق خوبی ها
ارزنده ترین هدیَه را بخشیدی

یا حسین:
سرخی شهادت تو ناپیدا بود
عشق تو اما م کربلا ز یبا بود
تنها سبب زندگی دین قطعاً
پیغام نماز ظهر عاشورا بود


یا ابوالفضل :
آموخته ایم از تو وفاداری را
خون تو نوشت معنی یاری را
ای کاش که آب کربلا می آموخت
آن روز زچشمت آبرو داری را ...                                              محتشم فتحی آذر    

آى خدا............

چند وقتیه دلم خیلی می گیره میدونم دردم چیه،خودم و گم کردم

می خندم ولی خوشحال نیستم چون خودم نیستم .یه جورایی از خدا دور شدم

اینه که داره آزارم میده .از درون افسرده ام اگر چه می خندم

 خدایا تو کمکم کن با خودم آشتی کنم ،احساس دوری از تو عذابم میده

روحم آروم نیست کاش می شد ..........

 

می خندم چون خدا رو دارم

 

بیاین  بخندیم  میگی چرا؟ من که برای دلخوشیم یه دلیل دارم توپه توپ.

چرا وقتی خدا رو دارم ناراحت باشم خدایی که همیشه هست ،

همیشه بیداره همیشه گوش به زنگه ماست ،دوستمون داره و تازه از همه

قوی تره.

 

شاید

سلام به همه ی دوستای خوبم

چند روزی میخوام برم مرخصی نمی تونم بهتون سر بزنم

شاید برنگشتم برام دعا کنید .

بچه ها بیاین مهمونیه!!!!!!!!!!!!!

 

چه دنیایی شده ، یه وقتایی شرم و حیایی بود

نه اینکه از آدما شرم کنیم از خدا، اگه روزه نمی گرفتیم انقد

بی شرم نبودیم که به روزه نگرفتن و ...افتخار کنیم و روزه خواری و

کلاس بدونیم ،عجب !

می بینی تو رو خدا واجب خدا رو زمین می زنیم به خودمون هم افتخار می کنیم

اصلا هم به این فکر نمی کنیم که این همه سال که روزه نگرفتیم نگذشت؟

دیروز یکی می گفت من نمی تونم اخه گرسنه ام می شه .

گفتم مگه بقیه گرسنه نمی شن ؟؟

من که فلسفه روزه داری و نمی دونم ولی می دونم خدا ازمون خواسته

این بس نیست؟!!!!!!!!! داشتم فکر می کردم ما چطور حاضر نیستیم

خودمون و یه کوچولو به زحمت بندازیم واسه راضی کردن خدا

و یه کم گرسنگی و تحمل کنیم ،ولی بیشتر از همه ازش انتظار داریم و

انتظار داریم تمام خواسته هامون و ردیف کنه ؟

خدا کنه این ماه رمضون توفیق روزه داری و عبادت و پیدا کنیم

دوستای خوبم واسه منم دعا کنید

دوستتون دارم ((مینا))

 

 

میلاد گل نرگس مبارک

 

چه انتظار عجیبی !

عجیب تر انکه نبودنت شده عادت

نه کوششی،نه وفایی،فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی.

تنها تو می مانی

تقدیم به عشق که می ماند

دل داده ام بر باد،بر هر چه باداباد

مجنون تر از لیلی،شیرینتر از فرهاد

 

ای عشق از آتش اصل و نسب داری

از تیره ی دودی،از دودمان باد

 

اب از تو توفان شد،خاک از تو خاکستر

از بوی تو اتش،در جان باد افتاد

 

هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران

هر کوه بی فرهاد،کاهی به دست باد

 

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند

ارث پدر ما، را اندوه مادرزاد

 

از خاک ما بر باد،بوی تو می اید

تنها تو می مانی ،ما می رویم از یاد

                                                   قیصر امین پور

 

تو به من خندیدی

تو به من خنديدي

ونمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه

سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

غضب آلود به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

وتو رفتي و هنوز

سال هاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان

مي دهد آزارم

ومن انديشه كنان

غرق اين پندارم

كه چرا

خانه ي كوچك ما

سيب نداشت....


باید امشب بروم


بايد امشب بروم ،

بايد امشب چمداني را

كه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد ، بردارم

و به سمتي بروم

كه درختان حماسي پيداست

بايد امشب بروم ...

مرگ

شده تا حالا آرزوی مرگ کرده باشی ؟

شده یه چیزی انقدر اذیتت کنه که فکر کنی فقط با مرگ آروم میشی

و حتی یه لحظه دلت آروم نباشه .شده حس کنی خدا هم فراموشت کرده

شده حس کنی یه موجود اضافه ای رو کره زمینی.

شده  دلت بخواد گریه کنی .شده دلت بخواد بری یه جایی که

چشمت به هیچ بشری نیفته . شده .... شده....

اگه اینطوری شدی حالا میتونی حالم و بفهمی

خانم شما خدا هستید؟

شما خدا هستید ؟
 
 

عصر یک روز سرد ایام تعطیل پسر بچه ای شش هفت ساله

جلوی ویترین مغازه ای ایستاده بود.پسرک پا برهنه بود و لباس هایی

 کهنه و پاره بر تن داشت.زن جوانی که از آنجا می گذشت با دیدن

 پسرک نگاه حسرت باری را در چشمان ابی رنگش مشاهده کرد.

پس دستش را گرفت و او را به داخل مغازه برد و برایش یک جفت کفش

 و یک دست لباس گرم خرید.بعد هر دو از مغازه خارج شدند.

زن گفت:حالا برو خونه و از این تعطیلات لذت ببر

پسرک نگاهی به او کرد و گفت:خانم شما خدا هستید؟

زن لبخند زد و گفت:نه پسرم من بنده ی خدا هستم.

و آن وقت پسرک گفت:اهان گفتم باید با هم نسبتی داشته باشید

مانکنی که مسلمان شد

 

 

 

 

«ماشا اليلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پيش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن "گروه رقص و موسیقی فابریک" در روسيه، به بالاترین حد رسید...

به گزارش ابنا: ماشا اليليكينا، ستاره سابق سينما، رقص و موسيقي، اينك حجابي اسلامي در بر دارد و به تدريس در مدارس مشغول است. وي مي‌گويد از جلوه‌هاي كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختي مي‌كند.

آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islsm.ru با این هنرمند مسلمان شده است:

- چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟
ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

ادامه نوشته

خدایا چرا..؟؟؟

 صحبت زيباي قهرماني كه اشتباهي به ايدز مبتلا شد درمورد خداوند!

آرتو اشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده اي كه در جريان يك عمل جراحي در سال 1983 دريافت كرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنيا نامه هايي از طرفدارانش دريافت كرد. يكي از طرفدارانش نوشته بود:
چرا خدا تو را براي چنين بيماري انتخاب كرد؟

او در جواب گفت :
در دنيا، 50 ميليون كودك بازي تنيس را آغاز مي كنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند كه چگونه تنيس بازي كنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي كنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام كه جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟

و امرز هم كه از اين بيماري رنج مي كشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟